بهار از خانه‌ام رفت

شعر خاقان کرمی شاعر بنام دشتی از زبان پدر مرحوم علی اصغر کرمی: علی اصغر بهار از خانه ام رفتگلستانا هزار از خانه ام رفت پرستوی دلم چله نشین شدگل صد نوبهار از خانه ام رفت پس از دریا واکبر رفت اصغرهمه دار و ندار از خانه ام رفت پسر ای حاتم دوران دشتیبه کف […]

بخوانید

مرثیه‌ای برای خاموش شدن یک چراغ

سپهسالار دل‌های شکسته غمش اینگونه بر دل‌ها نشستهغمی جانکاه کآتش برفروزد میان شعله‌ها دل‌ها بسوزدبسوز ای دل که داغ لاله داریماز این چرخ فلک صد ناله داریم ببندید حجله غم؛ داغ داریم که مهمان، پادشاه کاخ داریمز شیراز و ز دشتستان و دشتیمیان هر دلی محبوب گشتی علی اصغر کجایی تا ببینیز یاران و عزیزان؛ […]

بخوانید