Hi, I’m William Lina
a
Eye Sergeon Specialist
Eye Consultant
Explore the professional journey, expertise, and achievements of a dedicated medical practitioner. Discover education, experience, clinical skills, research, and patient care .
Special Facilities For Our Patients
Rehabilitation Retreat
A serene haven dedicated to physical and emotional recovery, providing specialized therapies.
Adventure Basecamp
An adventure facility providing equipment, training, and guided experiences.
Child Development
A nurturing environment for children's growth and learning, equipped with a range of developmental programs.
Dr. Laura Jerry
Dr. Laura Jerry brings a wealth of experience and expertise to her practice. With a focus on patient-centered care, she is known for her warm and empathetic approach, always taking the time to listen to her patients’ concerns. Her extensive medical knowledge and dedication to staying at the forefront of the field make her a trusted healthcare partner.
Explore the range of medical services Dr. Collins offers, including general check-ups, preventative care, chronic disease management, and more. She is committed to working with you to develop personalized treatment plans that suit your unique needs.
Services For You &
Your Family
Pediatric Healthcare
Your first line of defense in health. Our primary care services cover check-ups and vaccinations.
Specialist Care
Access to top medical specialists for in-depth evaluation and treatment of specific health conditions.
Women's Health
Tailored healthcare services for women, including gynecology, obstetrics, and reproductive health.
Geriatric Care
Specialized care for our senior patients, focusing on age-related health issues chronic disease.
Diagnostic Testing
State-of-the-art diagnostic services, including imaging, laboratory tests, and screenings
Testimonial
Nevine Acotanza
Chief Operating OfficerChief Operating Officer
Mar 4, 2015 - Aug 30, 2021 testMr. Lee displayed remarkable responsiveness, professionalism, expertise, and proficiency. He swiftly grasped the intended concept and guided me in creating an elegant and captivating presentation.
Jone Duone Joe
Operating OfficerOperating Officer
Mar 4, 2016 - Aug 30, 2021Sarah exhibited remarkable responsiveness, professionalism, knowledge, and expertise. She quickly understood the intended concept and guided me in creating a sleek and aesthetically pleasing presentation.
Nevine Dhawan
CEO Of OfficerCEO Of Officer
Mar 4, 2016 - Aug 30, 2021Maecenas finibus nec sem ut imperdiet. Ut tincidunt est ac dolor aliquam sodales. Phasellus sed mauris hendrerit, laoreet sem in, lobortis mauris hendrerit ante. Ut tincidunt est ac dolor aliquam sodales phasellus smauris
My Regular Scedule
مراسم خاکسپاری مرحوم در روستای سرمستان
- محل برگزاری مراسم: روستای سرمستان
- زمان برگزاری: دوم آذرماه 1404
- زمان برگزاری: 15:00-16:00
/
Medical Diagnosis Treatment
- Address: Google Out Tech - (2017 - Present)
- Working Days: Monday, Wednesday, Saturday
- Visiting Hour: 9am - 4pm
- Contact No: +44 0015454500
Medical Diagnosis Treatment
- Address: Google Out Tech - (2017 - Present)
- Working Days: Monday, Wednesday, Saturday
- Visiting Hour: 9am - 4pm
- Contact No: +44 0015454500
Medical Diagnosis Treatment
- Address: Google Out Tech - (2017 - Present)
- Working Days: Monday, Wednesday, Saturday
- Visiting Hour: 9am - 4pm
- Contact No: +44 0015454500
Latest News
بهار از خانهام رفت
بهار از خانهام رفت
شعر خاقان کرمی شاعر بنام دشتی از زبان پدر مرحوم علی اصغر کرمی:
علی اصغر بهار از خانه ام رفت
گلستانا هزار از خانه ام رفتپرستوی دلم چله نشین شد
گل صد نوبهار از خانه ام رفتپس از دریا واکبر رفت اصغر
همه دار و ندار از خانه ام رفتپسر ای حاتم دوران دشتی
به کف آن زرنگار از خانه ام رفتمظفر منتظر در راه کنعان
دوچشم انتظار از خانه ام رفتدریغا یوسفین مصر جانم
دوصد باغ انار از خانه ام رفتخمارین نرگس عذرای وامق
گل چشم خمار از خانه ام رفتنشسته بر تن شبدیز رهوار
ز ارمن شهسوار از خانه ام رفتستون بیستونم بی ستون شد
دگر فرهاد پار از خانه ام رفتپس از تو هرگل لبخند خشکید
چرا شهد کنار از خانه ام رفتدگر هر گز نبارد ابر احسان
نوای چشمه سار از خانه ام رفتالا ای آفتاب بخشش و جود
که بخشش بیشمار از خانه ام رفتیک آذر زدی آتش به جانم
و هر لیل و نهار از خانه ام رفتنگار مست سرمستان دشتی
دفت و چنگ و سه تار از خانه ام رفترها از شست جانم شصت و پنجی
فلک دور مدار از خانه ام رفتورق از شعر خاقان پر زخون شد
و هر شور وشعار از خانه ام رفت
خاقان کرمی
سوم آبان ۱۴۰۴
دل شکسته که مرهم نهد دگربارش؟
دل شکسته که مرهم نهد دگربارش؟
بزرگیش قابل درک بود حتی در همان عالم بچگی، اما چیزی که تمام فکر مرا مشغول میکرد بزرگی وی نبود، شکلاتهایی بود که همیشه موقع سر زدن به خانه ما همراه خود داشت. دیدنش مزهی “تافی شکلاتی” میداد. برای طفل چندسالهای که بودم آن شکلاتها از هر بزرگیای مهمتر بود. ویژگی مشترک همهی بزرگترها در آن دوران اوقاتتلخی و تحویل نگرفتن بچهها بود، حتی نورچشمیها نقش صندلیهای ماساژ امروز را بازی میکردند. کاریزما داشت ولی دوست داشتنی بود، رگ خواب بچهها همیشه در دستانش بود، احوال تک تک بچهها را از خودشان میپرسید، سئوالهای آزاردهنده دهه شصت و هفتاد را نمیپرسید. برایش مهم نبود که “علم بهتر است یا ثروت”، ” پدرت رو بیشتر دوست داری یا مادرت رو” و یا اینکه ” بوشهر رو بیشتر دوست داری یا شیراز؟”. همین که سالم و اهل درس و مشق بودی برایش کفایت میکرد.
از آن سالها نزدیک به سی سال گذشته است، امروز نام او یادآور مجموعهای از خاطرات گوناگون است. خاطراتی که دیگر به سئوال و شکلات ختم نمیشود. خاطرات من از او اگرچه اندک، اما درسهای برای زندگی است. در امر تجارت فارغ از هر موضوعی در باب سود و زیان، به صحیح بودن پول، و حلال بودن آن اعتقادی جدی داشت. برای همه بصورت همیشگی وقت داشت و همیشه و در هر زمانی قابل اتکا و در دسترس بود. با این همه دو وجه از شخصیتش همیشه برای من دلچسپتراز بقیه بود. یکی قدرت سادهسازی فوقالعادهای که داشت و یکی پافشاریاش بر اصول و مسیر درست.
هیچگاه مشغول بحث فلسفی با کسی ندیدمش. جهانبینی دقیق و سادهای داشت. چیزی را که میخواست به سادگی و با بهترین شیوه توضیح میداد و از پیچیدگیهای نالازم گریزان بود. منطق جزو جدانشدنی شخصیتش بود، منطقی که به سادگی میتوانست در دو جمله توضیحش دهد. یک بار موضوعی در باب کسب و کار را به مدت بیست دقیقه برایش توضیح دادم، تمامی بیست دقیقه را در سه جمله جمعبندی کرد و ایراد آن را به واضحترین شکل بیان کرد. تبلور گفته ریاضیدان مشهور ویلیام اوکام بود که گفت “سادهترین توضیح، معمولا درستترین توضیح است”. این خصلت باعث میشد که به سرعت به جان مطلب برسد و پاسخی همدلانه، دقیق، صریح و پدرانه بدهد.
پافشاری عجیبی بر اصول داشت، هیچ چیز باعث نمیشد که از موضعی صحیح عدول کند. و بر اصول خود، با آرامشی خدشهناپذیر و متانتِ ریشهدار، پافشاری میکرد. این پافشاری، نه یک لجاجت خشک، که برآمده از ژرفترین لایههای منطق و وجدانش بود. برای او اصول، خطوط فرضی یا منعهای قراردادی نبودند؛ بلکه ستونهای باربرِ شخصیت و کسبوکارش بودند. هیچ موجی از مصلحتاندیشیهای زودگذر یا ترس از زیان، نمیتوانست این ستونها را بلغزاند. این ویژگی، اعتماد را به سرمایهای همیشگی در روابطش تبدیل کرده بود. همگان میدانستند که سخن او، عین عمل اوست و موضعگیریش، بر بستری از صداقت و درستیِ غیرقابل مذاکره استوار است.
آنچه امروز از آن عزیز سفرکرده به یادگار ماندهاست، تنها مجموعهای از کارهای خیر و شرکتهای پر رونق نیست. یاد علی اصغر کرمی برای من منشوری خلل ناپذیر از زندگی اصولی است. از او آموختم که بزرگی در زندگی، سادهکردن پیچیدگیها و استواری و نلغزیدن از مسیر درست است. او با قلبی گشوده، هوش و منطق روشنی که داشت نشان داد که هم میتوان موفق بود، هم محبوب؛ هم قاطع بود وهم مهربان. میراث واقعی او، نه در داراییهای مادی، که در روش و منش او جاودانه است. او به من آموخت که محکمترین تکیهگاهها، نه در بیرون، که در همان اصولی است که با وجدان و منطق درست درونیامان ساختهایم. شیرینیاش مثل طعم آن تافیهای شکلاتی در خاطرم میماند، استواریاش در وجودم ریشه دوانده و درسهایش، پرتویی برای ادامه راه در مسیر پیش روست.
افسوس که از مرگ راه گریزی نیست و زاری و اندوه ما برای ایشان بیحاصل است، ولیک به قول حضرت سعدی:
ولیک دوست بگرید به زاری از پی دوست
اگرچه باز نگردد به گریهٔ زارش
غمی رسید به روی زمانه از تقدیر
که پشت طاقت گردون دو تا کند بارش
محمدجواد کرمی
خواهرزاده مرحوم
آذر 1404
مرثیهای برای خاموش شدن یک چراغ
مرثیهای برای خاموش شدن یک چراغ
سپهسالار دلهای شکسته
غمش اینگونه بر دلها نشسته
غمی جانکاه کآتش برفروزدمیان شعلهها دلها بسوزد
بسوز ای دل که داغ لاله داریم
از این چرخ فلک صد ناله داریم
ببندید حجله غم؛ داغ داریمکه مهمان، پادشاه کاخ داریم
ز شیراز و ز دشتستان و دشتی
میان هر دلی محبوب گشتی
علی اصغر کجایی تا ببینی
ز یاران و عزیزان؛ خوشهچینی
غمت داغی نهاده بر دل ما
شده خاموش اکنون محفل ما
ببین بابا؛ که هرگز باورش نیست
عزیز و مهربان و یاورش نیست
ببین عابد که گشته بیبرادر
تو بودی بهر او چون یار و یاور
برادرها همه در غم نشستند
ز مرگت قفل دلها را شکستند
سپهرت را ببین در خون نشسته
ز داغ مرگ تو قلبش شکسته
ز چشمانش رخ زیبا نشان است
که ستار بوسه غم بر لبان است
دلا خون گریه کن از بهر ستار
که از مرگ پدر گردیدهاست زار
به هرجا بنگریم جای تو خالیست
بدون تو ببین ما را چه حالیست
ببین گیسو پریشان گشته خواهر
خدا رحمت کند بیچاره مادر
همه گویند که باباییست دختر
ولی گویم که لالاییاست دختر
لالا لالا؛ بابا جانم کجایی
چرا رفتی زدی ساز جدایی
لالا لالا؛ علیاصغر نظر کن
فقط یکبار دیگر تو گذر کن
لالا لالا؛ ببین ما را که تنها
نشستیم در میان سیل غمها
لالا لالا؛ پدر چشم انتظار است
دل یاران ز مرگت بی قرار است.
این سروده به یاد عزیز از دست رفتهمان و به احترام خاطراتی که هرگز از دلها نمیرود؛ تقدیم میگردد.
با احترام
عبدالله کرمی
پسرعموی داغدار (متوفقی]